هزار...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 10:28
xa0 xa0 یکبار برایم نوشتی دوستت دارم ...xa0 من هزار بار خواندمش ...xa0 هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت ...xa0 هزار بار نفس در سینه ام برید ...xa0 هزار بار در وجودم ریشه کرد ...xa0 انگار که هزار بار شنیده امxa0 انگار که هزار بار نوشته ای ...xa0 xa0 xa0 یکبار در آغوشت کشیدم ...xa0 هزار بار خوابش را دیدم...
چقدر نیستی...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 10:28
چقدر نيستی؟!و من زنم...زنی با لهجه ی عشقكه جای خالی ات را با لاک های رنگی و رژهای صورتی پر می كنم...رو به روی آيينه لبخند می زنمو انتظارت را درد می كشمروز را با عطر تو نفس می كشم...و شب را در شرجی خيالت خواب می كنم..سفيدی موهايم را رنگ می كنمو خط های پيشانی ام را صاف... برايت جوان می مانمحتی اگر شنا...
صدای آمدن پاییز...
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 10:27
چقدر صدای آمدنِ پاییزشبیه صدای قدم های تو بودملتهب، مرموز، دوست داشتنی...چقدر هوای پاییز شبیه دست های توستنه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!چقدر صدای خش خش برگ هاشبیه صدای قلب من استکه خواست، افتاد، شکست...چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من استنارنجیِ یکدست، پُر از آدم های دست در دست، مست...چقدر پایی...