عاشقونه های رویا

متن مرتبط با «هزار پا» در سایت عاشقونه های رویا نوشته شده است

هزار

  • نیلوبلاگ

    یکبار برایم نوشتی دوستت دارم ... من هزار بار خواندمش ... هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت ... هزار بار نفس در سینه ام برید ... هزار بار در وجودم ریشه کرد ... انگار که هزار بار شنیده ام انگار که هزار بار نوشته ای ... یکبار در آغوشت کشیدم ... هزار بار خوابش را دیدم ... هزار بار تب کردم ... هزار بار آرام گرفتم انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ... تو یکبار دروغ گفتی ... من دروغت را هزار بار تکرار کردم ... هزار بار رویا ساختم ... هزار بار باور کردم انگار خانه ام را روی آب ساخته با...

    ادامه مطلب
  • صدای آمدن پاییز

  • نیلوبلاگ

    صدای آمدن پاییز... چقدر صدای آمدنِ پاییزشبیه صدای قدم های تو بودملتهب، مرموز، دوست داشتنی...چقدر هوای پاییز شبیه دست های توستنه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!چقدر صدای خش خش برگ هاشبیه صدای قلب من استکه خواست، افتاد، شکست...چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من استنارنجیِ یکدست، پُر از آدم های دست در دست، مست...چقدر پاییز شبیه دلتنگی ستشبیه کسی که بود، رفتکسی که دیگر نیست.(پریسا زابلی پور) ...

    ادامه مطلب
  • پایان عشق...

  • نیلوبلاگ

    بیا ُ محکم بغلم کن؛ هرچند پایان راه رسیده ایم. چیزی از تو به یادگار نمی خواهم. در دهلیز چپم عشقی از تو جا مانده، سینه ات را بیاور امانتی را به قلبت پس می دهم......

    ادامه مطلب
  • هزار...

  • نیلوبلاگ

    یکبار برایم نوشتی دوستت دارم ... من هزار بار خواندمش ... هزار بار ضربان قلبم بالا گرفت ... هزار بار نفس در سینه ام برید ... هزار بار در وجودم ریشه کرد ... انگار که هزار بار شنیده ام انگار که هزار بار نوشته ای ... یکبار در آغوشت کشیدم ... هزار بار خوابش را دیدم ... هزار بار تب کردم ... هزار بار آرام گرفتم انگار که هزار بار در آغوشم بوده ای ... تو یکبار دروغ گفتی ... من دروغت را هزار بار تکرار کردم ... هزار بار رویا ساختم ... هزار بار باور کردم انگار خانه ام را روی آب ساخته باشم ... تو یکبارنبودی ... من هزاربار دنبالت گشتم ... هزار بار خاموش بودی ... ...

    ادامه مطلب
  • صدای آمدن پاییز...

  • نیلوبلاگ

    چقدر صدای آمدنِ پاییزشبیه صدای قدم های تو بودملتهب، مرموز، دوست داشتنی...چقدر هوای پاییز شبیه دست های توستنه گرم، نه سرد، همیشه بلاتکلیف!چقدر صدای خش خش برگ هاشبیه صدای قلب من استکه خواست، افتاد، شکست...چقدر این پیاده روها پر از آرزوهای من استنارنجیِ یکدست، پُر از آدم های دست در دست، مست...چقدر پاییز شبیه دلتنگی ستشبیه کسی که بود، رفتکسی که دیگر نیست.(پریسا زابلی پور)...

    ادامه مطلب